اوت 24, 2011
آن ذهن خستگی ناپذیر عجیب 112 ساله شد
سایت گوگل امروز (24 آگوست) یک لوگوی ویژه به مناسبت 112 سالگرد تولد خورخه لوئیس بورخس طراحی نموده است.
من از معنای لوگو و ارتباط آن با استاد بزرگ ادبیات آمریکای لاتین سر در نیاوردم. آن شمایل سمت راست لوگو خود بورخس است که شباهت بسیاری با عکس های باقیمانده از بورخس دارد.پیرمردی نابینا و عصا به دست. اما بقیه لوگو یعنی چه؟ لحظه اول که لوگو را دیدم فکر کردم لوگو ربطی به متروپولیس دارد، ولی نبود. خود گوگل می گوید که نیست و سپس فکر کردم بورخس در حال تماشای چرخ بزرگی است که در چند داستان * به آن اشاره نموده است. چرخی از همه چیز. ولی انگار این نیست. انگار پیرمرد در حال نظاره کردن یک شهر است! ولی هرچه باشد باز هم می تواند طرحی از چرخ باشد، چرخ شامل همه چیز است، همه شهرها، همه جنگل ها، همه جگوارها و … و همه بورخس ها.
آن آسمان آبی میانه لوگو را ببینید. انگار چرخ دنده است. یکی از چرخ دنده های چرخ بزرگ.
* شاید آشناترین اشاره بورخس به چرخ را بتوانید در داستان “نوشته خداوند” پیدا کنید
اوت 15, 2011
جناب کلهر خوب نیست آدم برای آبروی نداشته خودش از چادر مادرش خرج کند، چه کمری باشد چه مینی ژوپ
شاید دیده باشید و شاید هم نخوانده باشید که جناب کلهر دیدگاه هایی در مورد چادر مشکی در ویژه نامه خاتون (ویژه نامه رایگان روزنامه ایران، پنجشنبه گذشته) مطرح نموده اند که به ادعای جناح خودشان، توسط رسانه های یک طیف خاص سیاسی مورد سوء استفاده قرار گرفته است. دعوای مسخره ای است. دادستان تهران به عنوان مدعیالعموم، علیه سرپرست روزنامه ایران اعلام جرم کرده است، دیروز تعداد زیادی پلیس در مقابل ساختمان روزنامه ایران مستقر شد و روزنامه ایران بیانیه و تکذیبه چاپ کرده و حالا خود جناب مشاور سابق احمدی نژاد با ایسنا مصاحبه کرده و در آن از چادر مادرش صحبت نموده است و وعده داده است بعدا به انتقادات پاسخ مبسوط دهد*.
خوب جناب کلهر حالا که تصمیم دارید پاسخ بدهید، یک مقداری هم در مورد دختر شجاعتان و مادرش صحبت کنید. همان طور که از چادر مادرتان صحبت کردید و برای جمع کردن گندی که زدید از چادر مادرتان خرج کرده اید، یک مقداری هم از مانتو و شال سبز دخترتان استفاده کنید. یک مقداری از چادر و مقنعه مشکی همسر سابقتان بگویید، همان خانم محترمی که عقاید سیاسی دیگری داشت و شما داشتید خفه اش می کردید و همسایه ها جلوی شما را گرفتند. زیاد بگویید، قرار است پاسخ مبسوط باشد پس هرچه می خواهید بگویید. شما که شرم ندارید، هرچه دلتان می خواهد بگویید.
* جناب کلهر هنوز ویژه نامه خاتون را نخوانده است. انتقادات را هم نخوانده است. قرار است دوستان اش این انتقادات را جمع آوری کنند و یک ویژه نامه خاتون پیدا کنند تا اگر جناب کلهر از پروسه پیچیده ژیگول سازی خود فارغ شدند، پاسخ دهند. احتمالا می شود بعد از افتتاح نیروگاه بوشهر!
اوت 14, 2011
دل پیچه ننوشتن دیگران
جوری شده است که نمی دانم چطور است؟ آن زمان ها که هر از گاهی اینجا و آنجا چند خط می نوشتم و دل ام خوب می شد، همه نویسندگان وبلاگ هایی که می شناختم و لینک بعضی هاشان را در ستون سمت چپ می بینید؛ می نوشتند. خوب هم می نوشتند. اما این روزها باید به تمام بلاگ ها سر زد تا دوتا نوشته جدید دید. من که دل پیچه زده است به مغزم و منجمد شده ام، بقیه چرا این طور شده اند و آن طور؟
اوت 12, 2011
خواب و شانس
چند روز پیش خواب دیدم یکی از دوستان عزیزم پدر شده و یک پسر به جمع خانواده اش اضافه شده است. تا اینجای خواب کاملا منطقی و معمولی بود، ولی از آنجا که همه خواب ها در نهایت آبسورد می شوند، خواب من هم با سرعت به سمت جفنگیات پیش رفت. به این ترتیب که من دست ام رو تو جیب کت ام بردم و یک مشت “شانس” به نوزاد تازه متولد هدیه دادم! شانس!
جرات نکردم به دوست بگم که چی خواب دیدم!
ژوئیه 31, 2011
ودکا و گل رز
دادگاه متهمان نظامی فاجعه کوی دانشگاه را به خاطر می آورید؟ آن گل های رز را چطور؟ همان گل های زیبایی که پس از تبرئه سردار فرهاد نظری، طرفدارانش بر سر او ریختند! آری یا نه، عجالتا این ۵۰۰ قوطی مشروبات الکلی خارجی از نوع ودکا و بیش از ۸۰۰ لیتر انواع مشروبات دست ساز و خارجی که از خانه برادر سردار فرهاد نظری کشف و ضبط شده است؛ را به خاطر بسپارید. برای حافظه تاریخی مان خوب است!
ژوئیه 29, 2011
دل پیچه ورژن جدید
دل پیچه ورژن جدید
گاهی اوقات زندگی جوری میشه که شرایط افتضاح ه و آدمیزاد نمی دونه الان باید چیکار بکنه؛ منظورم اون موقعیت هایی ست که روده ها شروع به پیش و تاب خوردن می کنند، بعد معده شروع به لگد زدن به کبد می کنه و بعد نای چنان گه-گیجه می گیره که هوا دیگه به شش نمیرسه و سوراخ کون قاطی می کنه. من بهش میگم دل پیچه. تقریبا دو سال میشه که دیگه به دل پیچه هام اهمیت نمیدم و بهشون عادت کردم ولی گویا وقتی دل پیچه ها مورد عدم توجه قرار می گیرند شروع به بالا رفتن می کنند. از شش بالاتر می آیند، معمولا از حنجره و دهن می پرند و به بالاتر از دماغ دسترسی پیدا می کنند؛ مدتی تلاش سازنده می کنند و اگر موفق نشدند میزنند به سیم آخر و سیم آخر را قطع می کنند. طبعا بعد از قطع سیم آخر یا سیستم خاموش می شود یا منفجر! خنده دار اینجاست که بعد از رخداد یکی از این دو احتمال وحشتناک، دوباره دل پیچه می گیری!
دسامبر 1, 2009
جنابان حاضر در نظام پزشکی ایران، یا انسان باشید یا آن کلمه “ایران” را از آخر اسم خود حذف کنید!
پزشکی بی گناه اما مطلع خودکشی کرده شده است. در یک هفته اخیر حداقل در فضای مجازی ایرانیان هر کس به نوعی ناراحتی خود را اعلام کرده و اعتراض و هشدار خود از مرسوم شدن این روال زشت و غیر انسانی اعلام کرده است. در این مدت من بیانیه، اطلاعیه یا چیزی مشابه این ندیدم که از سوی نظام پزشکی ایران صادر شده باشد و در آن ابزار ناراحتی، اعتراض، تقاضای کالبدشکافی و یا حتی خوشحالی در مورد این حادثه نموده شده باشد.
سئوال این است که چرا سازمان پرادعا و پرطمطراق نظام پزشکی ایران حتی یه تسلیت ساده هم برای مرگ دلخراش مرحوم رامین پوراندرجانی چاپ نکرده اند؟ مگر این مرحوم حتما باید حق عضویت سالیانه را پرداخت می نمود تا پزشک می شد؟ نظام پزشکی طوری رفتار نموده است که انگار آب از آب تکان نخورده! آخر جبونی و بی هویتی حدی دارد؟! نکند به خاطر همان یک کلمه “نظام” جیره خور نظامی ها شده اید؟
کافی است ساعت 2 نیمه شب در یک سریال درپیت شبکه استانی یک شهرستان محروم، یک نقش پزشک از یک نقش پرستار تقاضای امر شریف و نیکوی ازدواج موقت را بنماید، نظام پزشکی ایران در چند روز ده ها بیانیه و اعتراض منتشر می کند و خواستار عذرخواهی تمام مسئولین از جامعه پزشکان می شود، حال همین آقایان از ترس اینکه سال آینده دولت اجازه ندهد حق ویزیت را قانونی افزایش دهند، در مورد مرگ رامین پوراندرجانی سکوت کرده اند!
جنابان حاضر در نظام پزشکی ایران، یا انسان باشید یا آن کلمه “ایران” را از آخر اسم خود حذف کنید!
بالابازها (مجموعا) با 3 درجه تخفیف به 8هزار و 12 سال و 141 روز حبس تعزیری محکوم شدند
با توجه به محکومیت خانم هنگامه شهیدی به 6 سال و 91 روز زندان که 91 روز آن به خاطر توهین به ریاست جمهوری است، می توان تصور کرد که تعداد کثیری از بالابازها در صورت دستگیری حداقل به 91 روز حبس تعزیری متهم خواهند شد. واقعا در این کشور همه چیز بی معنا شده است. کسی که لقب رئیس جمهور (به طور غصبی) بر خود دارد، هر روز با رفتار و صحبت های خود در حال توهین به شعور و شخصیت تک تک ایرانیان آزاده است و حتی دوستان خودفروخته اش هم چیزی به او نمی گوید و در مقابل توهین (مطمئن باشید هنگامه شهیدی حداکثر او را بی کفایت خوانده است) به او مجازاتی برابر با 91 روز حبس تعزیری دارد. حالا خوب است شلاق ندارد!
اوضاع زهرماری است، حتی چای هم مثل زهر هلاهل شده است. یه خرده لبخند بزنیم و تصور کنیم که دستگاه قضایی کارش با خبرنگاران و سیاسیون و … تمام شده و حالا نوبت بالابازها (حاضر و غایب) است. حدس می زنم در آن روزها یک چیزی مثل این را خواهیم خواند:
به گفته برخی از وکلا، قضات، فرماندهان بسیجی-سپاهی و سربازان گمنام بالاترین، دستگاه قضایی ایران با کمک رصد سایبر سپاه موفق به اتمام بزرگترین پرونده تاریخ قضاوت اسلامی شدند. این پرونده که با نام رمزی “خرچنگ” به مدت بیش از سه سال در جریان بود سرانجام با محاکمه غیرحضوری متهمین، پشت درهای بسته و درحالی که یکی از قضات پیژامه پوشیده بود، به اتمام رسید و کلیه متهمین بدون تفهیم اتهام تبدیل به محکوم شدند. با توجه به فوق سری بودن این پرونده محتوی دقیق و کامل آن بر هیچ کس آشکار نیست و حتی ه.خ.ز هم از نصف آن هم خبر ندارد. با این وجود قواین و شواهد نشان می دهد که مهمترین (و احتمالا تنها) اتهام بالابازها توهین به ریاست جمهور بوده و بر مبنای قوانین دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران (مشهور به ارث مجتبی) کلیه توهین کنندگان به 91 روز حبس تعزیری محکوم شده اند و دوران حبس شان بلافاصله بعد از دستگیری احتمالی توسط سربازان گمنام آقا امام زمان آغاز خواهد شد. با توجه به فوق سری بودن این پرونده و لزوم حفظ شان و منزلت متهم در دادگاه های جمهوری اسلامی، نام هیچ یک از محکومین فاش نشده است ولی یکی از بسیجی های ذوب شده برای دستیابی به ثواب بیشتر اطلاع داده است که مجموع محکومیت اعضاء سایت فاسد-صهیونیستی-آمریکایی-اسرائیلی-سکسی-ضداسلامی بالاترین بالغ بر 8هزار و 12 سال و 141 روز می باشد، که البته اگر لطف و عنایت مقامات کشور نبود بالابازها کم کم به 3 میلیون سال محکوم می شدند.
شایان ذکر است که برخی از محکومین (حدود 60%) متهم به جرایم دیگری نیز هستند که در صورت دستگیری با انتقال به کهریزک، به این جرایم رسیدگی خواهد شد.
نوامبر 12, 2009
جناب پارازیت ساز، شما این بلاها را سر اسپیکرهای من در می آورید؟
مدتی است که گاهی اوقات اسپیکرهای کامپیوتر من ناگهانی شروع به ایجاد نویز می کند، مشابه نویزهای که گوشی های موبایل هنگام برقراری تماس بر روی دستگاه های الکترونیکی ایجاد می کنند. البته قوی تر و گوش خراش تر است. روزهای اول فکر می کردم که همان نویزهای گوشی موبایل ام است ولی بعد از مدتی متوجه شدم حتی وقتی گوشی در اتاق دیگری است هم این نویزها ایجاد می شود. همیشه بعد از ظهر و نزدیک غروب شروع می شود و حدود 30 دقیقه ادامه پیدا می کند. بسیار هم ناراحت کننده است و حتما باید اسپیکر را خاموش کنم. نمی دانم که آیا اشخاص دیگری هم به تازگی دچار این مشکل شده اند؟
من حدس می زنم ربطی به این قضایای پارازیت های ماهواره ای جدید داشته باشد! یعنی به چیز دیگری عقلم نمی رسد! امیدوارم به خاطر این پارازیت هایی که سازمان های غیرمشخص ایجاد می کنند تا مانع دسترسی مردم تهران به شبکه ماهواره ای و شبکه خبری بی بی سی فارسی نباشد!؟! کاملا مشخص است که قدرتمند است و یحتمل آسیب رسان! اگر همان امواج باشد به حال ساکنان جنوب تهران باید گریست.
نوامبر 8, 2009
کوهیار عزیز با این بزدلان چکار کردی که این چنین دل پیچه دارند؟!
از روز سه شنبه هفته پیش سرعت شبکه اینترنت در بسیاری از نقاط کشور، همان طور که پیش بینی شده بود، بسیار افت نمود تا مانعی به موانع پیش روی معترضین 13 آبان 88 اضافه شود که البته تاثیر چندانی بر عزم و اراده مردم نداشت. وضعیت اینترنت به قدری در این چند روز خراب بود که در این روزها بیشتر از آنکه خبرها و مطالب را دریافت کنم، خود اقدام به ایجاد محتوی صوتی بسیار بی ادبانه در فضای خانه نمودم. بدون هیچ اغراقی مهمترین کار من در این چند روز فحاشی در مقابل مونیتور بود. بسیار خوش شانس بودم که تنها بودم و فشار عصبی را تا حدودی کم کردم. از جمعه شب با ورود موفقیت آمیز به ایمیل شخصی ام، از میزان فشار ناشی از کمبود اطلاعات و اوردوز ناسزا راحت شدم و بالاخره توانستم اندکی شبیه روزهای قبل (روزهای قبل تلخ این چند ماه که عادت ام شده است) زندگی کنم. بازگشت شیرینی بود.
شیرین بود ولی بعد از چند ساعت تلخ تر از زهر شد. بله لحظات خوبی بود که با خواندن خبر اخراج کوهیار گودرزی از دانشگاه به سرعت تبدیل به لحظات دردناک و شوم شد. کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر و دانشجوی مهندسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف روز چهارشنبه 13 آبان طی حکمی از دانشگاه اخراج شد. خبرهایی که در سایت های مختلف دیدم کامل نبود و من متوجه نشدم که حکم اخراج را کمیته انظباطی صادر نموده است یا بخشی دیگر از مدیریت دانشگاه صنعتی شریف؟! و همچنین این حکم اخراج به مفهوم ملغی شدن تحصیل کوهیار در دانشگاه شریف است یا تنها به یک ترم تعلیق (حکم صادره از سوی کمیته انظباطی دانشگاه شریف) کوهیار مربوط است؟ چیزی مشابه ممانعت حراست پلی تکنیک از ورود برخی دانشجویان پلی تکنیک که فعالیت سیاسی شان خاری در چشم انحصارطلبان است.
این اتفاق و حکم اخراج جدای از فرد محکوم شده و غیرقانونی بودن آن، از این نظر اهمیت دارد که می توان گفت تاکنون در دانشگاه شریف برخورد با دانشجویان سیاسی تا حدودی به ارزش های انسانی و مدنی نزدیک بوده است و فعالان سیاسی دانشگاه شریف امنیت تقریبا بهتری نسبت به فعالان سایر دانشگاه ها کشور داشته اند. اما به نظر می رسد با صدور این حکم، آن اندک عقلانیت و شخصیت بخش امنیتی- اطلاعاتی دانشگاه شریف که نتیجه شخصیت و رفتارهای متمدنانه اساتید و دانشجویان می باشد؛ از بین رفته و خطراتی جدید و جدی برای دانشجویان این دانشگاه به وجود آمده است. امیدوارم آن گونه که فکر می کنم، این حکم غیرانسانی اعلان رسمی آغاز برخوردهای غیرقانونی و غیرعقلانی بخش امنیتی مدیریت دانشگاه شریف با دانشجویان معترض نباشد.
در این 1 ماه و اندی که از شروع سال تحصیلی می گذرد دانشجویان شریفی مفهوم جدیدی به واژه شرافت بخشیده اند و با وجود تهدیدات و برخی تنبیهات همچنان در صف اول اعتراضات مردمی قرار دارند. تعداد تجمعات اعتراضی دانشجویان شریف از تعداد مجازات های در نظر گرفته شده توسط کمیته انظباطی این دانشگاه فراتر رفته است و بدون شک مدیریت و حراست این دانشگاه از سوی وزارت علوم تحت فشار سنگینی قرار دارند؛ وزارت علومی که همان هفته اول دانشجویان شریفی موضع خود را درباره وزیر تقلبی آن مشخص نمودند. شاید حکم اخراج کوهیار گودرزی اعلان جنگ مسئولان امنیتی به دانشجویان معترض باشد؟! شاید عکس العملی احمقانه ای در جواب انتقادات شجاعانه محمود وحیدنیا (این گل سرسبد جوانان آزاده سرزمین ایران) باشد!؟ شاید هم یک مجازات سنگین دیگر برای یکی از مهمترین فعالان حقوق بشر* کشورمان باشد؟! در هر حال به نظر می رسد فصل جدیدی در اعتراضات دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف آغاز شده است. فصلی که پیش بینی رویدادها و حوادث ناگوار آن بسیار دشوار است ولی حدس زدن پیروز پرافتخار آن بسیار آسان است.
درود بر شرافت شریفی ها
* کوهیار گودرزی دبیر سابق کمیته دانشجویی و دبیر کنونی کمیته گزارشگران حقوق بشر در ایران است.


